به گزارش خبرنگار تازههای اقتصاد؛ استاد شفیعی کدکنی، چهره ماندگار و برجسته ادبیات کشورمان سرودهای دارد که در بخشی از آن آمده است: «آن چنان بر ما به نان و آب اینجا تنگ سالی گشت، که کسی به فکر آوازی نباشد.» حالا در این روزگار، شما میتوانید هرچیز دیگری به جای «آواز» بگذارید، که کسی به فکر کتاب، سینما، تئاتر و.. نباشد.
اینروزها انقدر همه ما درگیر گذران روزمره و رفع ضروریات زندگی شده ایم که دیگر اقلامی مثل کتاب در سبد خانوارها جایی ندارد و منطقی هم هست که با وضعیت تورم موجود، کسی دغدغه کتاب و کتابخوانی نداشته باشد؛ افت خرید کتاب، گرانی و هزینههای سنگین چاپ همگی موجب شدند که کشتی اقتصاد نشر به گِل بنشیند.
قیمت کاغذ بندی چند؟
نمیشود از اقتصاد نشر سخن گفت و درباره گرانی کاغذ حرف نزد؛ به گفته بسیاری از اهالی کتاب و رسانه، قیمت کاغذ در این روزها به اوج خود رسیده و ثمره این گرانی بالا رفتن قیمت کتاب، پایین آمدن تیراژکتابها و کوچ برخی از روزنامههای چاپی به صورت دیجیتال بوده است.
بازار کاغذ تحریر در هفتهای که گذشت بار دیگر شاهد شعلهور شدن قیمتها بود، درحالی که هفتههای گذشته قمیتها به بندی ۵ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان هم رسیده بود، این هفته از مرز ۶میلیون تومان هم عبور کرد و به بندی ۶ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان رسید.
افزایش دوباره قیمت کاغذ تحریر و عبور نرخ هر بند از مرز ۶ میلیون تومان، بار دیگر نگرانیها درباره آینده صنعت چاپ و نشر را افزایش داده است. فعالان این حوزه معتقدند تداوم رشد قیمت مواد اولیه، هزینه تولید کتاب را به شکل قابل توجهی افزایش داده و در صورت نبود سیاستهای حمایتی، بازار کتاب با کاهش تولید، افت شمارگان و محدود شدن دسترسی مخاطبان به آثار مکتوب مواجه خواهد شد.
بهای سایر ملزومات حوزه چاپ و نشر، اما در این مدت اخیر تغییر زیادی نداشت. هر کیلوگرم مرکب رنگی گلاسه ایرانی به یکمیلیون و ۳۲۰ هزار تومان، مرکب مشکی گلاسه به یکمیلیون و ۲۰ هزار تومان، مرکب رنگی تحریر به یکمیلیون و ۱۱۰ هزار تومان و مرکب مشکی تحریر به ۸۵۵ هزار تومان رسیده است؛ همچنین، مرکبهای خارجی نیز بسته به برند و کیفیت، با قیمتهایی بین ۷۸۰ هزار تا یکمیلیون و ۲۱۰ هزار تومان در بازار عرضه میشوند.
در بخش سایر ملزومات نیز قیمت چسب سرد ایرانی به حدود ۳۶۶ هزار تومان و چسب گرم به ۴۱۰ هزار تومان رسیده است. زینک دوورقی با قیمت ۴۳۰ تا ۴۴۰ هزار تومان و زینک چهارونیمورقی با قیمت ۸۰۰ تا ۸۵۰ هزار تومان معامله میشود؛ اقلامی که نقش مهمی در فرآیند چاپ دارند و افزایش قیمت آنها مستقیماً هزینه تمامشده تولید را افزایش میدهد.
وقتی تخفیف هم اثر نمیکند
با اینکه همیشه وقتی صحبت از گرانی کتاب میشود، موضوع کاغذ به میان میآید، اما واقعیتش این است که گرانی کاغذ تنها دلیل پایین آمدن تیراژ کتاب و افت قدرت خرید مردم نیست؛ چنانچه حتی اگر قیمت کاغذ ثابت بماند، ناشر همچنان با مسئله تقاضا مواجه است. در اقتصاد خانوار، کتاب در بسیاری از موارد، کالایی ضروری محسوب نمیشود. وقتی هزینه مسکن، خوراک، درمان، آموزش، حملونقل و سایر نیازهای روزمره افزایش پیدا میکند، کالاهای فرهنگی معمولاً در معرض کاهش مصرف قرار میگیرند. این اتفاق باعث میشود کاهش قدرت خرید مستقیماً به کتابفروشی منتقل شود. مصرفکنندهای که پیشتر ممکن بود در ماه چند کتاب خریداری کند، ممکن است خرید خود را به یک کتاب کاهش دهد یا خرید کتاب را به مناسبتها و نمایشگاهها محدود کند.
در چنین شرایطی حتی تخفیف نیز الزاماً نمیتواند مشکل را حل کند. تخفیف زمانی مؤثر است که مصرفکننده توان خرید داشته باشد؛ اما اگر مسئله اصلی کاهش درآمد واقعی خانوار باشد، پایین آوردن چند درصدی قیمت کتاب لزوماً تقاضای پایدار ایجاد نمیکند. چنانکه در نمایشگاه کتاب امسال شاهد افت ۶۱ درصدی فروش کتاب بودیم که موضوع قابل تاملی است.
موضوع اجاره ملک هم خودش داستانی است، آن سرش ناپیدا. مشکل بسیاری از کتابفروشیها هزینه بالای اجاره و نیروی کار است و به همین دلیل در دو سه سال اخیر، شاهد تعطیلی چند کتابفروشی در تهران و شهرستانها بودیم. اگر اخیرا سری به کتابفروشیهای معروف وبزرگ زده باشید، میبینید که بسیاری از آنها عمده درآمدشان از اقلامی غیر از کتاب است و فروش لوازم تزئیینی و زیورآلات، بار کسادی بازار کتاب را میکشد.
بازار داغ کتابهای دست دوم و دیجیتال
چند وقت پیش برای در ک حال و هوای اینروزهای کتابفروشیها سری به راسته کتابفروشیها در انقلاب و کریمخان زدیم و در یکی از کتابفروشیهای، فروشنده به موضوع تغییر رفتار مخاطبان در ماههای اخیر اشاره کرد و گفت: با وجود مشکلات اقتصادی، مردم همچنان علاقهمند به مطالعه هستند و در این مدت شاهد افزایش استقبال از برخی مسیرهای جایگزین بودهایم. بخشی از تقاضای کتاب به سمت بازار کتابهای دست دوم رفته است؛ بهگونهای که سایتها و مراکزی که کتابهای دست دوم عرضه میکنند در ماههای اخیر رونق بیشتری پیدا کردهاند و فروش بالاتری داشتهاند.
این فعال حوزه نشر با تاکید بر ضرورت حمایت از صنعت کتاب بیان کرد: بخش دیگری از مخاطبان نیز به سمت کتابهای صوتی و کتابهای الکترونیک گرایش پیدا کردهاند و پلتفرمهای فعال در این حوزه رشد قابل توجهی در فروش تجربه کردهاند. این موضوع نشان میدهد که جامعه همچنان تشنه کتاب و مطالعه است و تنها به دنبال مسیرهای مناسبتر برای دسترسی به کتاب میگردد به همین دلیل دولت و نهادهای مرتبط باید کمک کنند تا چرخه تولید کتاب دوباره فعال شود، چراکه در حال حاضر تیراژ کتابها به شدت کاهش پیدا کرده و بسیاری از ناشران تولید خود را متوقف کرده یا به چاپهای محدود و دیجیتال روی آوردهاند.
نکته دیگری که در گشت و گذار در کتابفروشیها دیدیم، این بود که بسیاری از کتابها قیمت نداشتند و وقتی دلیل این موضوع را پرسیدیم، پاسخ این بود:، چون هرروز قیمتها تغییر میکند، دیگر نمیتوان یک قیمت ثابت برای کتابها گذاشت. این در حالیست که کتابخوانهای قدیمی و حرفهای یادشان هست که روزگاری نه چندان دور قیمت کتابها تنها با تجدید چاپ یا بعضا سال به سال تغییر میکرد.
لازمه اقتصاد نشر پایدارچیست؟
برخی فکر میکنند با تعلق یارانه به کتابفروشیها یا ارزان شدن کاغذ این مشل حل میشود و معمولا وقتی قیمت کاغذ بالا میرود، اولین راهحل معمولاً این است که درباره یارانه کاغذ، ارز، مواد اولیه یا حمایت از ناشر صحبت شود. اما تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد یک سیاست کامل باید سه طرف بازار را همزمان ببیند؛
۱. تولیدکننده: هزینه تولید کنترل شود.
۲. توزیعکننده: کتابفروشی و شبکه توزیع حفظ شود.
۳. مصرفکننده: قدرت خرید کتاب داشته باشد.
اگر فقط به ناشر کاغذ ارزان بدهیم ولی مردم پول خرید کتاب نداشته باشند، مشکل تقاضا باقی میماند، اگرهم فقط به مردم بن کتاب بدهیم ولی هزینه تولید آنقدر بالا باشد که ناشر نتواند کتاب تولید کند، باز هم مشکل حل نمیشود؛ بنابراین مدل موفق، مدلی است که این سه زنجیره را با هم میبیند و البته که پیش فرض موفقیت این سه ضلع، فرهنگسازی در جهت مطالعه و کتابخوانی است.
با این حساب، لازمه اقتصاد نشر پایدار، کاهش هزینه تولید، افزایش قدرت خرید، حفظ شبکه توزیع و توسعه بازار دیجیتال است و ادامه روند فعلی میتواند آسیبهای جدی به زنجیره نشر وارد کند؛ زنجیرهای که از نویسنده، مترجم و ناشر آغاز میشود و تا کارگران چاپخانه، صحافها و کتابفروشان ادامه دارد.
نظر شما